فضايل اعمال

فضايل اعمال ذكر:لا إله إلا الله وحده لا شريك له له الملك وله الحمد وهو على كل شيء قدير يعني: «هرکس در هر روز صدبار اين دعا را بخواند: لا إله إلا الله وحده لا شريك له ، له الملك وله الحمد وهو على كل شيء قدير: هيچ معبودي جز الله نيست که تنها و بي‌شريک است، پادشاهي و حمد و ستايش سزاوار او و از آن اوست و او بر هر چيزي و هر کاري تواناست»، براي او ثوابي معادل ثواب آزاد کردن ده برده خواهد رسيد و براي او صد کار نيک نوشته و صد گناه از او پاک مي‌گردد و آن روز تا غروب از شر شيطان محفوظ و در امان است، و هيچ کس کاري بهتر از آن نکرده، مگر آن کس که بيشتر از او عمل کرده باشد. پس با من در مرور اين مزاياي بزرگ تامل کنيد: 1-براي او ثوابي معادل ثواب آزاد کردن ده برده خواهد بود». يعني بمانند آنست که او يکصد هزار ريال (سعودي) را در راه خدا صدقه داده باشد و خداوند آن ميزان صدقه را باز برايش چند برابر خواهد کرد.. 2- براي او صد کار نيک نوشته مي شود». که جز الله کسي ميزان آنها را نمي داند! 3- «صد گناه از او پاک مي‌گردد» 4- «آن روز تا غروب از شر شيطان محفوظ و در امان است». يعني جن و شيطان به او نزديک نمي شوند و توانايي آسيب رساندن به وي را نخواهند داشت. 5- «هيچ کس کاري بهتر از آن نکرده، مگر آن کس که بيشتر از او عمل کرده باشد». و اين فضل باري تعالي است که به هرکس که بخواهد عطا مي کند. چه کسي از سحر و چشم زخم و حسادت ديگران و از شياطين مي ترسد که داخل وي شوند يا به او آسيب برساند؟ اکنون ديگر همراه ما قول اطمينان بخشي از فرموده ي پيامبرمان صلي الله عليه وسلم است، يعني: «لا إله إلا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد وهو على كل شيء قدير. و اين ذکر براي سهولت گرفتن بر کسيست که خدا بر او آسان مي گيرد.. آري آن ذکر لا إله إلا الله است، که اگر در يک کفه ي ترازو قرار گيرد و بر کفه ي ديگر آسمانها و زمين قرار بگيرند، باز اين ذکر عظيم بر آنها غالب مي شود يعني: لا إله إلا الله .. پس اين ذکر بزرگ را فراموش مکن.. " لا إله إلا الله وحده لا شريك له له الملك وله الحمد وهو على كل شيء قدير "                                                             نهالِي در بهشت                            از فضايل چهاركلمه اينست كه آنها نهال های بهشت هستند.  امام ترمذی از عبد الله بن مسعود نقل می كند كه پيغمبر خدا فرمودند: ابراهيم عليه السلام را درشب اسرا و معراج ملاقات نمودم. فرمود: ای محمد به امتت از طرف من سلام برسان وخبرشان ده كه بهشت دارای خاک و آب خوب و جايگاه فراخی است و دانه آن سبحان الله، والحمدلله ولا اله إلاّ الله والله اكبر، است.    و از فضايل چهار كلمه آنچه در مسند امام احمد و شعب الإيمان بيهقی با اسناد جيد از عاصم بن بهدلة، از ابی صالح از ام هانی بنت ابي طالب روايت شده كه فرمود: روزی رسول الله صلى الله عليه وسلم بر من گذشت به ايشان گفتم: من كهن سال وضعيف شده ام پس مرا به عملی امر نمائيد تا آنرا نشسته انجام دهم. پيغمبر صلى الله عليه وسلمفرمودند: (صدبار سبحان الله بگو، مانند اينست كه صد برده از اولاد اسماعيل عليه السلام را آزاد كرده باشی، و صد بار الحمدلله بگو، مانند اينست كه صد اسپ زين و لگام شده را در را خدا (جهاد) فرستاده باشی، و صدبار الله اكبر بگو، برابر است با صد شتر قلاده شده ای كه ـ برای قربانی سوق داده شده ـ و قبول شده در نزد خداوند باشد. و صد بار ـ لا اله إلاّ الله بگو: ميان آسمان و زمين را پر ميكند و هيچ كسی در آن روز نمی تواند عملی به اين برزگی انجام داده تا بسوی آسمان بلند شود، مگر اينكه مانند خودت انجام دهد. از فضايل کلمه چهار گانه اينست که برای بنده با گفتن هر کلمة آن صدقه است, امام مسلم در صحيح خوداز ابوذر رضی الله عنه روايت می کند که عده ای از صحابةپيغمبر خدا r گفتند: يارسول الله! پاداش را ثروتمندان بردند, مثل ما نماز گزارده و روزه می گيرند و آنچه از مالشان از حاجت شان افزون باشد آنرا صدقه می دهند. فرمودند: آيا خداوند برای شما چيزی نداده که آنرا صدقه دهيد؟ همانا در هر تسبيح  (سبحان الله) گفتن صدقه است و هر تکبير(الله اکبر) گفتن صدقه است و هر حمد (الحمد لله)گفتن صدقه است و هر تهليل ( لا اله إلاّ الله ) گفتن صدقه است, امر به کارهای خوب صدقه است و نهی کردن از کارهای بد صدقه است و در همبستری با همسر صدقه است, گفتند: يارسول الله! يکی از ما شهوت خود را بر آورده ميسازد در آن اجر و مزد است؟ فرمودند: آيا اگر آن را در حرام بنهد بروی گناه نيست؟ همچنان اگر آنرا در حلال بنهد برای او اجر است. 6ـ و ازفضايل چهار كلمه: هيچكسی در نزد خداوند بهتر از مرد سالخورده ای نيست كه الله اكبر وسبحان الله ولا اله إلاّ الله والحمد لله زياد بگويد وآنرا ورد زبان خود گرداند. امام احمد و نسائی درعمل يوم و ليله باسند حسن از عبد الله بن شداد روايت می كنند كه سه نفر از بنی عذره نزد پيغمبر صلى الله عليه وسلمآمدند و به اسلام مشرف گرديدند. پيغمبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: كدام كس آنان را با خود می برد؟ طلحه گفت: من. آنها نزد طلحه بودند تا آنكه پيغمبر خدا  لشكری را فرستاد و يكی از آنان نيز با آنها بيرون شده جام شهادت نوشيد، سپس پيغمبر خدا لشكری ديگری فرستاد و يكی از آنها نيز بيرون شده به شهادت رسيد، راوی می گويد: سومی در بسترش وفات نمود. طلحه رضی الله عنه فرمود: من هر سه آنها را درخواب ديدم كه در بهشت اند مرديکه در بسترش وفات نموده بود ديدم درپيشروی قرار دارد و آنکه در اخير شهيد شد در عقب وی است و شهيد اولی را در عقب آندو ديدم. طلحه فرمود: اين خواب مرا به شگفت آورد, سپس نزد رسول خدا r آمدم و موضوع را برايشان حكايت كردم، آنحضرت عليه السلام فرموند: (چرا از اين خواب تعجب كردی، هيچكسی در نزد خداوند بهتر ازمؤمنی نيست كه در اسلام ساليان دراز گذرانده الله اكبر، سبحان الله، ولا اله إلاّ الله والحمدلله زياد بگويد. اين حديث عظيم الشأن دلالت بر فضيلت كسانی می كند كه عمر طولانی وعمل نيكو دارند و زبانشان هميشه به ذكر خداوند تر و مشغول است.   درختِ خرمایی در بهشت پیامبر ص فرمود:  «من قالَ: سبحان‌اللهِ العظیمِ و بحمدهِ، غرستْ لهَ نخلة فی الجنّةِ». (به روایت از ترمذی آلبانی آن را صحیح دانسته است). «هر کس بگوید: «سبحان اللهِ العظیمِ و بحمدهِ (پاک و منزّه است خداوندِ بزرگ و من به حمد و ستایشِ او مشغولم)» درخت خرمایی در بهشت برایش کاشته می‌شود». حال، خود در نظر بگیرید کسی که ذکرِ فوق را روزی صد بار بگوید چند درختِ خرما در بهشت خواهد داشت، پس ببینید که فضل و رحمتِ خداوند بسیار وسیع‌تر و بزرگتر از آن است که ما تصوّر می‌کنیم:   فضل و بزرگیِ قرائت سوره‌ی کهف در روز جمعه پیامبر ص می‌فرماید:«منْ قرأ سورةَ الکهفِ فی یومِ الجمعةِ أضاء لهُ منَ النّورِ ما بینَ الجمعتینِ». (به روایت از نسائی و آلبانی آن را صحیح دانسته است). «هرکس سوره‌یِ کهف را در روزِ جمعه قرائت کند، مابین دو جمعه‌اش از نور، روشن می‌گردد».   فضل و بزرگیِ آیة الکرسی: پیامبر ص فرمود:«منْ قرأَ آیةَ الکرسیِّ عقبَ کلِّ صلاةٍ لمْ یمنعهُ منْ دخولِ الجنّةِ إلاَّ أن یموتَ». (نسائی آن را روایت کرده و آلبانی آن را صحیح دانسته است). «هر کس بعد از هر نمازی «آیه الکرسی» را بخواند هیچ چیز مانع وارد شدن او به بهشت نمی‌شود و فقط کافی است که بمیرد (تا وارد آن شود)». حسرت خوردن بهشتیان بر زمان  پیامبر ص فرمود: «لیسَ یتحسّرُ أهلُ الجنّة إلاَّ علی ساعةٍ مرّت بهم لـمْ یذکرواللهَ عزَّ وجلَّ فیها». (آن را طبرانی روایت کرده و سلیمِ هلالی آن را صحیح دانسته است). «بهشتیان بر هیچ چیزی حسرت نمی‌خورند مگر بر لحظه‌ای که بر آنان گذشته و در آن، ذکرِ خداوند عزّ و جل را نکرده باشند». هزار هزار حسنه و نیکی و خانه‌ای در بهشت  پیامبر ص فرمود: «من دخلَ السّوق، فقال: لا إله إلَّا اللهُ وحدهُ لا شریکَ لهُ، لهَ الملکُ ولهُ الحمدُ یُحْیی ویمیتُ وهوَ حیٌّ لا یموتُ بیدهِ الخیرُ وهو علی کلِّ شیءٍ قدیرٌ، کتب اللهُ لهُ ألفَ ألفَ حسنةٍ ومحا عنه ألفَ ألفَ سیّئةٍ ورفعَ لهُ ألفَ ألفَ درجة». «کسی که واردِ بازار شود و بگوید: « لا إله إلاَّ اللهُ وحدهُ لا شریکَ لهُ، لهُ الملکُ ولهُ الحمدُ یحیی ویمیتُ وهوَ حیٌّ لا یموتُ بیدهِ الخیرُ وهو علیَ کلِّ شیءٍ قدیرٌ ترجمه:هیچ معبودِ به حقّی جز الله Y نیست، یگانه است و شریکی ندارد، پادشاهی از آنِ اوست، هر ستایش نیکویی مخصوص اوست، زنده می‌گرداند و می‌میراند و او زنده است و نمی‌میرد، خیر و نیکی فقط به دست اوست و او بر هر کاری تواناست، خدا برای او هزار هزار نیکی و حسنه می‌نویسد و هزار هزار گناه را از او پاک می‌گرداند و درجات او را هزار هزار درجه بالا می‌برد».                                                                                                                                            گنجی از گنج‌هایِ بهشت و دری از درهایِ آن :از ابوموسی t روایت شده است که گفت: «پیامبر ص به من فرمود:«ألا أدلّکَ علی کنزٍ مِنْ کُنوزِ الجنّة؟»«آیا تو را بر گنجی از گنجهایِ بهشت آگاه نسازم؟» عرض کردم: آری ای رسول خدا. ایشان فرمودند:«لا حولَ و لا قوّةَ إلَّا باللهِ». (متفّقٌ علیه).«هیچ توانایی و نیرویی نیست مگر به (یاری و دستِ) خداوند»              گفتن صد مرتبه از اين ذکر برايت قابل احساس و سنگين نخواهد بود و تو مي تواني دوباره اين ذکر را در راه يا در اوقات و مکانهاي انتظار بخواني برادر و خواهرم تصورکن که تو در روز قيامت نزد پروردگارت ايستاده اي، و او چندين کوه و دريا از حسنات را برايت ظاهر مي گرداند، تو نيز مي گويي اي پروردگارم از کجا اين همه حسنات براي من آمده است؟ او نيز مي فرمايد: آيا بياد مي آوري روزي را که رساله اي منتشر شد و به دست تو هم رسيد که در آن ذکر و حديثي از پيامبرم بود و سپس تو نيز آنرا ميان مردم پخش کردي، و اين حسنات از آنجاست ..!! به خدا سوگند همگي ما بدان محتاجيم. «من دعا إلى هدى كان له من الأجر مثل أجور من تبعه لا ينقص ذلك من أجورهم شيئا ، ومن دعا إلى ضلالة كان عليه من الإثم مثل آثام من تبعه لا ينقص ذلك من آثامهم شيئا» صحيح مسلم يعني: پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: «كسي كه به هدايت و نيکي دعوت كند براي او همانند پاداش آنهايي که از او پيروي کرده‌اند پاداش در نظر گرفته مي شود، بدون اينکه‌ چيزي از پاداش آنها کاسته شود، و هرکس که به سوي گمراهي و شر دعوت کند براي او بمانند گناه آنکساني که از او دنباله روي کرده اند گناه در نظر گرفته خواهد شد بدون اينکه ذره اي از گناهشان کاسته شود» مشخص نيست که چه تعداد از مسلمانان اين رساله را خواهند گرفت و آنرا خوانده و سپس اجرا مي کنند، پس (پخش اين رساله) صدقه ي جاريه اي برايت خواهد شد که جز پروردگارت کسي نمي تواند ميزان حسنات آنرا درک نمايد. برادر عزيزم  ميتواني با فتوكاپي از اين كه مجموعاٌ 3 افغاني ميشود كوها و درياهاي از ثواب را  خريد. آنرا به تمامي کساني که در اطرافت هستند پخش کن.    

فضائل چهار کلمه

  فضائل چهار کلمه   سبحان الله والحمد لله ولا إله إلا الله والله أكبر  برگرفته از: کتــابخــانـه نهاد فرهنگی امام ترمذی بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على إمام المرسلين، نبينا محمدٍ وعلى آله وأصحابه أجمعين، أما بعد:  خداوند متعال چهار کلمه را به فضايل بزرگ، و صفات با شکوه اختصاص داده است که دلالت آشکار به عظمت و بلندی منزلت آنها نسبت به ساير کلمات می کند اين چهار کلمه عبارت اند از (سبحان الله، والحمدلله ولا إله إلا الله، والله أكبر).   درمورد فضليت اين کلمات رواياتی زيادی وارد شده است که همه دلالت به شأن ومرتبة عالی آنها در نزد خداوند می کند و هرکسی اين کلمات را روزانه بخواند, از پاداش بی شمار و ثمرات نيک دنيوی و اخروی برخوردار خواهد شد. رواياتی را که در اينجا گنجانيده ام بخشی از کتاب (فقه الأدعية والأذكار) ميباشد و مناسب ديدم تا آنها را يکجا نمايم, چنانکه بعضی از برادران معزز از من خواستند اين روايات را بشکل رسالة کوچکی در آورم تا در دسترس همگان قرار گرفته و برادران و خواهران مسلمان ما از ثواب و پاداش آن مستفيد گردند.       حالا رواياتي كه در مورد  اين كلمات چهار گانه  ذكر شده  است خدمت تان عرض ميداريم. 1ـ اين چهاركلمه از محبوبترين سخنان در نزد خداوند است، امام مسلم از سمره بن جندب رضی الله عنه نقل مي كند كه رسو ل الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «محبوبترين سخن در نزد خداوند متعال چهار كلمه است، به هريكي از آنها آغاز كنی، باكی ندارد:   سبحان الله، والحمد لله، ولا اله إلاّ الله، والله اكبر. ابوداود طيالسی اين چهاركلمه را در مسندش به اين لفظ نقل كرده است: (چهاركلمه است كه از پاکيزه ترين سخنان و از قران است به هر يكی از آنها آغاز كنی باكی ندارد: (سبحان الله، والحمد لله، ولا اله إلاّ الله،  والله اكبر. 2- اين چهاركلمه در نزد رسول الله  صلى الله عليه وسلم  از آنچکه آفتاب برآن طلوع نموده محبوبتر ميباشد- يعنی بهتر و محبوبتر از همه دنيا و دار وندارش- چنانكه امام مسلم از ابوهريره رضی الله عنه نقل می كند كه رسول خدا  فرمودند: (يقيناً گفتن: سبحان الله، والحمد لله،   ولا اله إلاّ الله، والله اكبر در نزد من از آنچه كه آفتاب بر آن طلوع نموده محبوبتر است .   3ـ و از فضايل چهار كلمه آنچه در مسند امام احمد و شعب الإيمان بيهقی با اسناد جيد از عاصم بن بهدلة، از ابی صالح از ام هانی بنت ابي طالب روايت شده كه فرمود: روزی رسول الله صلى الله عليه وسلم بر من گذشت به ايشان گفتم: من كهن سال وضعيف شده ام پس مرا به عملی امر نمائيد تا آنرا نشسته انجام دهم. پيغمبر صلى الله عليه وسلمفرمودند: (صدبار سبحان الله بگو، مانند اينست كه صد برده از اولاد اسماعيل عليه السلام را آزاد كرده باشی، و صد بار الحمدلله بگو، مانند اينست كه صد اسپ زين و لگام شده را در را خدا (جهاد) فرستاده باشی، و صدبار الله اكبر بگو، برابر است با صد شتر قلاده شده ای كه ـ برای قربانی سوق داده شده ـ و قبول شده در نزد خداوند باشد. و صد بار ـ لا اله إلاّ الله بگو: ميان آسمان و زمين را پر ميكند و هيچ كسی در آن روز نمی تواند عملی به اين برزگی انجام داده تا بسوی آسمان بلند شود، مگر اينكه مانند خودت انجام دهد.   منذری می فرمايد: امام احمد با اسناد حسن آنرا نقل كرده است(5)، و علامه البانی رحمت الله عليه سند آنرا حسن گفته است.   برادران و خواهران مسلمان! در اين پاداش بزرگی كه در برابر چهار كلمه داده ميشود خوب دقت كنيد، كسيكه صد بار سبحان الله بگويد مانند آزاد كردن برده گانی از اولاد اسماعيل عليه السلام است، در اينجا اولاد اسماعيل عليه السلام بطور خصوص ذكرشده است زيرا آنها از شريف ترين خانواده های عرب هستند.                                                                                                                           وكسيكه صد بار الحمدلله بگويد مانند آنست كه صد اسپ زين ولگام شده را بخاطر حمل و نقل مجاهدين و سربازان اسلام صدقه نمو ده باشد. و كسيكه صد بار الله اكبر بگويد پاداش قربانی صد شتريكه مورد پذيرش خداوند قرار گرفته باشد, حاصل می نمايد. و كسيكه صد بار لا اله إلاّ الله بگويد، ميان آسمان و زمين را پرميکند. 4ـ چهار كلمه محوكنندة گناهان است: از عبد الله پسر عمرو بن العاص رضی الله عنهما در مسند احمد و ترمذی و مستدرك روايت شده است كه پيامبر r فرمودند: (بر روی زمين مردی نيست كه بگويد: لا اله إلاّ الله، والله اكبر وسبحان الله، والحمد لله ولا حول ولا قوة إلاّ بالله مگر اينكه گناهانش نابود مي شود اگرچه اضافه از كف دريا باشد). ترمذی اين حديث را حسن گفته و حاكم آنرا صحيح گفته، ذهبی سخن وی را تائيد كرده است چنانكه امام البانی آنرا حسن گفته است.   مراد از گناهان درين حديث گناهان صغيره است، امام مسلم از ابوهريره رضی الله عنه روايت می كند كه پيغمبرصلى الله عليه وسلم می فرمود: نماز های پنجگانه و جمعه تا جمعه و رمضان تا رمضان سبب بخشش و محوگناهانی كه در ميان ميشود می گردد، بشرطيكه از گناهان كبيره پرهيز شود.   پس محو گناهان صغيره مقيد و مشروط به اجتناب ازگناهان كبيره است زيرا گنهان كبيره و بزرگ را جز توبه چيزديگری محو نميكند. به همين معنی در حديثی كه امام ترمذی و غيره از انس بن مالك نقل كرده اند  آنحضرت صلى الله عليه وسلم بردرختيكه برگ های خشك داشت گذشت و با عصای خويش آنرا تكان دادند و برگهايش بر زمين ريخت، سپس آنحضرت عليه السلام فرمودند: (گناهان بنده با گفتن: الحمد لله وسبحان الله ولا اله إلاّ الله والله اكبر چنان ميريزد طوريكه برگهای اين درخت فروريخت) شيخ البانی اين حديث را حسن گفته است.   5ـ از فضايل چهاركلمه اينست كه آنها نهال های بهشت هستند.  امام ترمذی از عبد الله بن مسعود نقل می كند كه پيغمبر خدا فرمودند: ابراهيم عليه السلام را درشب اسرا و معراج ملاقات نمودم. فرمود: ای محمد به امتت از طرف من سلام برسان وخبرشان ده كه بهشت دارای خاک و آب خوب و جايگاه فراخی است و دانه آن سبحان الله، والحمدلله ولا اله إلاّ الله والله اكبر، است.   در سند اين حديث هر چند عبدالرحمن بن اسحاق است اما دو شاهد ديگری از حديث ابو ايوب انصاری و عبد الله بن عمر رضی الله عنهم داردكه با آن قوی ميشود. مراد از كلمه قيعان در حديث اين است كه جنت فراخ، و دارای خاک نيكو است نهال هايش باگفتن اين كلمات رشد نموده جوان ميشود چنانكه نهال در زمينی نرم و هموار و حاصل خيز اين دنيا بزودی می رويد(11). ذكر اين كلمات نعمت انسان را در بهشت می افزايد و آنرا زيب و زينت ميدهد.   6ـ و ازفضايل چهار كلمه: هيچكسی در نزد خداوند بهتر از مرد سالخورده ای نيست كه الله اكبر وسبحان الله ولا اله إلاّ الله والحمد لله زياد بگويد وآنرا ورد زبان خود گرداند. امام احمد و نسائی درعمل يوم و ليله باسند حسن از عبد الله بن شداد روايت می كنند كه سه نفر از بنی عذره نزد پيغمبر صلى الله عليه وسلمآمدند و به اسلام مشرف گرديدند. پيغمبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: كدام كس آنان را با خود می برد؟ طلحه گفت: من. آنها نزد طلحه بودند تا آنكه پيغمبر خدا  لشكری را فرستاد و يكی از آنان نيز با آنها بيرون شده جام شهادت نوشيد، سپس پيغمبر خدا لشكری ديگری فرستاد و يكی از آنها نيز بيرون شده به شهادت رسيد، راوی می گويد: سومی در بسترش وفات نمود. طلحه رضی الله عنه فرمود: من هر سه آنها را درخواب ديدم كه در بهشت اند مرديکه در بسترش وفات نموده بود ديدم درپيشروی قرار دارد و آنکه در اخير شهيد شد در عقب وی است و شهيد اولی را در عقب آندو ديدم. طلحه فرمود: اين خواب مرا به شگفت آورد, سپس نزد رسول خدا r آمدم و موضوع را برايشان حكايت كردم، آنحضرت عليه السلام فرموند: (چرا از اين خواب تعجب كردی، هيچكسی در نزد خداوند بهتر ازمؤمنی نيست كه در اسلام ساليان دراز گذرانده الله اكبر، سبحان الله، ولا اله إلاّ الله والحمدلله زياد بگويد.   اين حديث عظيم الشأن دلالت بر فضيلت كسانی می كند كه عمر طولانی وعمل نيكو دارند و زبانشان هميشه به ذكر خداوند تر و مشغول است. 7ـ و از فضيلت چهار كلمه اينست كه خداوند آنها را برای بندگان خود برگزيده، پاداش و ثواب بزرگی را برای گويندة آن آماده كرده است، در مسند امام احمد و مستدرک حاكم باسند صحيح از حديث ابوهريره رضی الله عنه و ابوسعيد رضی الله عنهما روايت است كه رسول خدا فرمود: (خداوند چهار كلمه را از سخنان برگزيده است:   سبحان الله ، والحمد لله ولا اله إلاّ الله والله اكبر، پس کسيکه سبحان الله بگويد برايش بيست نيکی نوشته می شود واز او بيست گناه کم ميگردد. و کسيکه الله اکبر بگويد مانند آن است, و کسيکه لا اله إلاّ الله بگويد, نيز مانند آن است, و کسيکه الحمد لله رب العالمين از نزد خود بگويد برايش سي نيکی نوشته ميشود و از او سي گناه کم ميگردد. ملاحظه ميگردد، ثواب حمد گفتن (الحمدلله) که از نزد خود بنده باشد بيشتر از ديگر کلمه ها است زيرا غالباً حمد و شکر به سببی چون خوردن, نوشيدن يا بدست آوردن نعمتی صورت ميگيرد, گويا در مقابل نيکی که بنده از آن بهره مند شده است آنرا می گويد, ولی هنگاميکه بنده ازنزد خود حمد گفتن را آغاز کند بدون اينکه چيزی وی را با آن وادار كرده باشد, ثواب بيشتری دارد. 8ـ و از فضيلت چهار کلمه اينست که سپر و پناهگاهی از آتش دوزخ و در روز قيامت نجات دهنده و پيشروی گويندة خود قرار می گيرند, حاکم در مستدرک و نسائی در عمل يوم وليله ديگران باروايت ابوهريره نقل می کنند که پيامبر خدا  فرمودند: (سپرهای تان را بگيريد). گفتيم: ای رسول خدا آيا از دشمنی تازه وارد؟ فرمودند: ( نه! بلکه در مقابل دوزخ, بگوئيد: سبحان الله ، والحمدلله ولا  اله إلاّ الله والله اكبر, زيرا اين کلمات در روز قيامت نجات دهنده و پيشروی گوينده اش می آيند, و همانا اين کلمات کارهای شايسته ای است که ثمره و ثواب آنها باقی و جاودانه است)) حاکم فرمود: اين حديث صحيح و با شرط مسلم است ليکن آنرا درج نکرده است و ذهبی باحاکم موافق است و امام البانی آنرا صحيح گفته است.   9ـاز فضايل چهار کلمه اينست که آنها در اطراف عرش خداوند متعال حلقه زده با صدائی همچو زنبور عسل گويندة خود را ياد می کنند , در مسند احمد و سنن ابن ماجه , و مستدرک حاکم از نعمان بن بشير رضی الله عنهما روايت شده که آنحضرت صلى الله عليه وسلم فرمودند: (همانا آنچه از جلال و عظمت خداوند ذکر  می کنيد, تسبيح (سبحان الله) وتکبير    (الله اکبر) و تهليل (لا اله إلاّ الله) وتحميد (الحمد لله) است که در اطراف عرش رحمن حلقه زده صدائی همچو زنبور عسل دارند که از گويندة خود ياد می کنند, آيا کسی از شما دوست ندارد تا هميشه از وی با گفتن اين کلمات در نزد خداوند ياد آوری شود, يا کسی اورا در نزد خداوند ياد کند؟ بوصيری در زوائد سنن ابن ماجه گفت:  سند اين حديث صحيح ورجال آن همه ثقه اند, و حاکم نيز آنرا صحيح گفته است. اين حديث شريف بيانگر فضيلت چهار کلمه است که اطراف عرش رحمن را پر نموده باصدائی همچو زنبور عسل, از گوينده و ذکرکنندة خود ياد می کنند, اين بهترين   بهره ای برای ذکر کنندة چهار کلمه است که برای هميشه در عالم بالا و مقام عالی قدر  از وی ياد ميشود. چنانکه در متن حديث گذشت: (آيا کسی از شما دوست ندارد تا کسی اورا ياد کند يا هميشه از وی با گفتن اين کلمات, ياد شود؟!).   10ـ و از فضايل چهار کلمه اينست که پيغمبر خدا  به امتش آگاهی داده است آنها در ترازوی اعمال گران است, نسائی در عمل يوم وليله و ابن حبان در صحيحش, و حاکم و ديگران از ابی سلمه رضی الله عنه روايت نموده اند که گفت: من از رسول الله r شنيدم که فرمود: (به به, ـ و اشاره با پنج انگشت دستشان نمود ــ چقدر اين کلمات در ترازوی اعمال گران است!! سبحان الله، والحمد لله, ولا اله إلاّ الله والله اکبر, و مرد مسلمانيکه فرزند صالحش بميرد و پاداش آنرا از خداوند بخواهد)). حاکم اين حديث را صحيح گفت و ذهبی با او موافق است .  و اين حديث شاهدی ديگر از ثوبان رضی الله عنه دارد که بزار آنرا در مسندش ذکر کرده اضافه نمود: سندش حسن است (18). (به به) کلمه ای است که در وقت تعجب و بيان فضيلت چيزی گفته ميشود.   11ـ از فضايل کلمه چهار گانه اينست که برای بنده با گفتن هر کلمة آن صدقه است, امام مسلم در صحيح خوداز ابوذر رضی الله عنه روايت می کند که عده ای از صحابةپيغمبر خدا r گفتند: يارسول الله! پاداش را ثروتمندان بردند, مثل ما نماز گزارده و روزه می گيرند و آنچه از مالشان از حاجت شان افزون باشد آنرا صدقه می دهند. فرمودند: آيا خداوند برای شما چيزی نداده که آنرا صدقه دهيد؟ همانا در هر تسبيح  (سبحان الله) گفتن صدقه است و هر تکبير(الله اکبر) گفتن صدقه است و هر حمد (الحمد لله)گفتن صدقه است و هر تهليل ( لا اله إلاّ الله ) گفتن صدقه است, امر به کارهای خوب صدقه است و نهی کردن از کارهای بد صدقه است و در همبستری با همسر صدقه است, گفتند: يارسول الله! يکی از ما شهوت خود را بر آورده ميسازد در آن اجر و مزد است؟ فرمودند: آيا اگر آن را در حرام بنهد بروی گناه نيست؟ همچنان اگر آنرا در حلال بنهد برای او اجر است.   فقرا گمان کردند که صدقه تنها در مال و ثروت است و آنان از اينکار عاجز اند, ولی پيغمبر خدا  به آنها خبر داد که عملی کردن همه کارهای نيک و خوب صدقه است ودر ابتدای همة آنها گفتن چهار کلمه است: (سبحان الله, والحمد لله, ولا اله إلاّ الله, والله اکبر). 12ـ از فضايل چهار کلمه اينست: کسيکه قرآن کريم را درست خوانده نميتواند, رسول الله گفتن چهار کلمه را تلافی نخواندن قرآن برای چنين اشخاص قرار داده است. ابوداود, نسائی، دارقطنی و ديگران از ابن ابي أوفی رضی الله عنهما روايت نموده اند که شخصی نزد رسول الله  آمد و گفت: يا رسول الله من نميتوانم قرآن کريم را بيآموزم پس بمن چيزی بياموز تا تلافی آن شود. رسول الله  فرمود: (بگو: (سبحان الله, والحمد لله, ولا اله إلاّ الله والله اکبر ولا حول ولا قوة إلا بالله) مرد باديه نشين دو دست خودرا جمع کرده گفت: اين برای پروردگار من است پس برای من چه؟ فرمودند: (بگو: اللهم اغفرلی وارحمنی وعافنی وارزقنی واهدنی) يعنی: (بارخدايا مرا بيامرز و بر من رحم کن و عافيتم ده, و روزيم عطاکن و هدايتم نما) مرد باديه نشين اين کلمات را شنيده کف دست خو د را جمع کرد, سپس پيغمبر فرمود: (اين مرد دو دست خود را از خير پر کرد.   محدث ابو طيب عظيم آبادی در تعليقش بر سنن دارقطنی گفت: سند اين حديث صحيح است. و البانی رحمه الله گفت: سندش حسن است . اين بود مجموعة از رواياتيکه در بارة چهارکلمه روايت شده است, پس هرکه آنرا به تعمق و تدبر بخواند, خواهد دانست که اين چهار کلمه برای مرد مؤمن چقدر سودمند ومفيد بوده از مرتبةعالی و گران مايه برخوردار است چنانکه بعضی از علما فرموده اند که همه اسمای خداوند زير اين چهار کلمه مندرج است, مثلاً آنعده نام های که به پاکی و تنزيه خداوند دلالت می کند مانند قدوس و سلام, زير کلمة سبحان الله داخل است.   و کلمة الحمد لله مشتمل بر اثبات کمال در اسما و صفات خداوند تعالی است و کلمة الله اکبر بزرگی و عظمت خداوند را بيان می کند و هيچ کسی ثناوصفت خداوند را شمرده نميتواند, پس ذاتيکه دارای چنين صفاتی باشد بدون شک معبود برحق است و همه معبودات ديگر باطلند.   پس ميتوان گفت: سبحان الله (تسبيح) هر صفتی را که لائق جاه و عظمت خداوند نيست نفی می کند, والحمد لله (تحميد) انواع کمال در اسما و صفات و افعال خداوند را ثابت می سازد, ولا اله إلاّ الله (تهليل) يگانه پرستی و اخلاص در عبادت خداوند وبيزاری از شرک را  بيان می کند وتکبير   (الله اکبر) بزرگی و عظمت خداوند را بيان می کند وهيچ چيزی بزرگتر از خداوند وجود ندارد.   برادرم! حالا دانستی که چهار کلمه چقدر پر عظمت است وچه اجر و پاداش بزرگی در نزد خداوند برای گويندة آن است, از خداوند متعال خواهانيم تا همة ما را توفيق داده آنرا ورد زبان مان گرداند, و ما را در زمرة مردمانی شامل گرداند که هميشه زبانهای شان به ذکر خداوند تر است.

مراحل روز قيامت

 

مراحل روز قيامت

1- مرگ

مرگ اولين مرحله جدائي از دنيا و نقطه آغاز روزقيامت مي باشد. در حديث روايت شده كه پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) فرموده: «هرشخصي كه ميميرد قيامت وي برپا شده است».

و آن امري لازم براي هر شخصي مي باشد و هيچ راه فراري وجود ندارد خداوند مي فرمايد:

﴿كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ﴾ (آل عمران: 185). هر نفس چشنده مرگ است.

و در سوره نساء آيه: 78 مي فرمايد:

يعني: هر كجا كه باشيد مرگ به شما خواهد رسيد هر چند در قصرها و برجهاي استوار و محكم باشيد.

بله مرگ، از بين برنده لذات، وباعث جدائي از خانواده و فرزند و مال و مقام و تمام تجملات زندگي مي باشد. مرگ حقيقت تلخ و ناگواري است كه به سراغ همه مي آيد، و همه در نزد او يكسان مي باشد، نه به كودك رحم مي كند و نه به آه و فغان مادر داغ ديده و نه به گريه پدر و برادر و خويشاوندان. پس مي دانيم و يقين داريم كه همگي مي ميريم و از اين جهان رخت بر مي بنديم و به جهان ديگر مسافرت مي نمائيم، كه در آنجا احتياج به زاد و توشه داريم، انسان عاقل بايد براي آن سفر آخرت كه از مرگ آغاز مي شود آمادگي گرفته باشد با انجام دادن اعمال نيك و صالح، و طوري زندگي كند كه اگر هر لحظه اي اجلش فرا برسد بتواند لبيك بگويد، و بايد دانست هنگامي كه اجل شخص فرا ميرسد يك لحظه عقب و جلو نمي شود.

شخصي كه در حال سكرات مرگ است فرشتگان را مي بيند. اگر شخصي مؤمن باشد، فرشتگان او را به خوبي و خير مژده مي دهند. ولي اگر كافر يا بدكار باشد او را به بدي و عاقبت نافرجامش بيم مي دهند. (به خداوند پناه مي بريم از عاقبت بد).

هنگامي كه روحش به گلوگاه مي رسد، تمام درهاي توبه بر رويش بسته مي شود، و بر اعمال و كردارش مهر زده مي شود، در حديث آمده است كه: «‌هنگاميكه شخص ميميرد اعمال او منقطع مي گردد، مگر سه چيز كه پيوسته ثوابش به وي مي رسد: يك صدقه جاري. دوم علم سودمندي كه به كسي آموخته است و مردم از آن فايده و بهره مي گيرند سوم فرزند صالح و نيكي به جا گذاشته كه برايش دعا مي كند». بعد از اينكه ملك الموت روحش را گرفت و از اين دنيا وداع گفت و به سراي آخرت شتافت اگر خوب كرده باشد خوب مي بيند و اگر بد كرده، بد مي بيند.

يعني: براي مؤمن شايسته و پسنديده است كه هميشه مرگ را بياد آورد زيرا كه در انجام اعمال نيك به وي كمك مي كند.

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وسلم) مي فرمايد: «أكثروا ذكر هاذم اللذات». بسيار بياد بياوريد بر هم زننده بساط خوشي و شادماني را (يعني مرگ).

2- قبر

هنگامي كه انسان را در قبر، آن گودال تنگ و محدود و وحشتناك سرازير نمودند و سپس رويش خاك ريختند و تمامي اهل خانه و نزديكانش بازگشتند، آن گاه براي وي زندگي جديدي به نام عالم برزخ شروع مي شود، زندگي كه در آن عمل نيست وليكن آزمايش و بلا، و در نتيجه خوشي، يا عذاب، در روايت صحيح آمده است كه: «سه چيز انسان را همراهي مي كند هنگام مردن، دو تا بر مي گردد و يكي باقي مي ماند اهل و عيالش، مال و دارائيش، و عملش، اهل عيال زن و فرزند و مال و دارائي همه بر مي گردند آن چه كه همراه او باقي مي ماند عمل وي مي باشد». پس از اينكه انسان در بستر خاك آرام گرفت و تشيع كنندگان باز گشتند دو فرشته او را مي نشانند و از پروردگار (معبودش) و دين و پيامبرش سئوال ميكنند اگر آن شخص از گروه مؤمنان باشد خداوند او را ثابت قدم مي دارد و جواب صحيح و درست به وي الهام مي كند، چنانكه در قرآن مجيد مي فرمايد:

يعني: خداوند تعالي آن مردميكه ايمان آورده اند با كلمه حق كه ثابت و پايدار است در دنيا و آخرت ثابت و پايدار مي گردادند.

ولي اگر از گروه كافران و بدكاران باشد، به هيچ وجه نمي تواند جواب فرشتگان را بدهد، اگر چه كه در دنيا مي دانسته است.

بعد از سئوال و جواب، شخص مؤمن در قبرش خوشبخت مي شود و جاي خويش را در بهشت مشاهده مي كند وهفتاد زراع قبرش گشاده مي شود و بوي رياحين و نسيم بهشت را استشمام ميكند، اما شخص كافر و بدكردار جاي خويش را در دوزخ ديده و قبر بر او فشار مي آورد تا اينكه تمام استخوانهايش در هم پيچيده مي شود، و قبرش گودالي از گودالهاي آتش مبدل مي گردد و حرارت و گرمي آتش دوزخ به وي مي رسد.

پس دانستيم كه قبر يا باغي از باغهاي بهشت است و يا گودالي از گودالهاي دوزخ، چنانكه در حديث آمده است.

3- رستاخيز

هنگاميكه اسرافيل شيپور را براي اولين بار به صدا در مي آورد تمام موجودات زنده اي كه بر روي زمين هستند بيهوش شده، و ميميرند، چنانكه در قرآن كريم مي فرمايد:

و دميده مي شود در شيپور پس آنچه از موجودات زنده كه در آسمان و زمين هستند بيهوش شده و مي ميرند.

پس تصور كن اي انسان، آن هنگاميكه اين زمين به زمين ديگر تبديل شده و آسمانها تكه پاره مي شود، ماه و خورشيد و ستارگان به هم ريخته و خداوند در سوره الحاقه از آيه 13 تا 16 اين وضع وحشتناك، به را چنين توصيف مي فرمايد:

هنگاميكه دميده شد در صور (بوق) يك دميدن، و برداشته شدند زمين و كوهها و هر دو به يك بار در هم كوبيده شدند، و در آن روز واقعه قيامت به وجود آيد، و آسمان از هم شكافته، و با آن استحكام و نظم و در آن روز سست و بي پايه است و از هم پاشيده شده است.

 و درباره دگرگوني زمين و آسمانها مي فرمايد:

روزيكه زمين را به زمين ديگر و آسمان به آسمان ديگر تبديل شود....

پس براي بار دوم در شيپور دميده مي شود و اين بار براي زنده شدن بعد از مرگ ميباشد.

و در اين هنگام مردم سراسيمه و برهنه، بدون كفش و لباس، ختنه نشده، (مانند روزي كه از مادر زائيده شده اند) از قبرهايشان بر مي خيزند، و از شدت و سختي وضع موجود هيچ يك به ديگري نگاه نمي كند، و هر كس به خويش مشغول مي باشد و آن روزي است كه كفار مي گويند: ﴿يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا﴾ و مؤمن مي گويد: ﴿هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ﴾ (يـس: 52).

ابوهريره (رضي الله عنه) از پيامبر (صلى الله عليه وسلم) روايت مي كند كه فرمود: «يقبض الله الأرض، و يطوي السماء بيمينه ثم يقول: أنا الملك أين ملوك الأرض». خداوند زمين و آسمان را قبضه مي نمايد و در هم مي پيچاند سپس مي فرمايد: من پادشاه، هستم پادشاهان زمين كجا هستند؟

بعد از برخاستند از قبر، بسوي سرزمين محشر سوق داده مي شوند.

خداوند در سوره عبس آيه 34 تا 37 اين صحنه وحشتناك روز محشر را چنين وصف مي فرمايد:

خورشيد با آن شدت حرارتش به آنها نزديك شده و از تمامي بدن آنها عرق سرازير مي شود. چنانچه در حديث نبوي آمده است:

آنچنان مردم در روز قيامت عرق مي كنند كه عرق آنها تفاد ذراع (گز) در زمين فرو مي رود، و تا گوشهايشان غرق در عرق مي شوند.

و در روايت ديگر نيز آمده است كه: در آن روز خورشيد به مردم نزديك شده و با اندازه يك ميل با آنها فاصله دارد، پس مردم به قدر اعمالشان در عرق هستند كه كساني تا قوزك (كعب) و كساني تا زانو، و كساني تا كمربند، وكساني هستند كه در عرق غرق شده اند و حضرت رسول الله (صلى الله عليه وسلم) به دهانش اشاره فرمود، يعني عرق به دهان آنها نزديك است.

پس برادر و خواهر مسلمان! عظمت و وحشت آن روز را بياد بياور، و اين مسائل ذكر شده را با عقل خويش قياس نكن، بلكه تمام اينها از امور غيبي هستند كه بايد به آنها ايمان داشت و براي آن روز آماده شد.

مدتي به همين حالت مي مانند و در تمام آن مدت غم و اندوه مي باشد، مگر گروهي از مردم هستند كه زير سايه عرش خداوند قرار خواهند گرفت، و از حوض پيامبر (صلى الله عليه وسلم) سيراب مي گردند و آن گروه بدون شك مؤمناني هستند كه در ايمان خويش راستگو وصادق بوده اند.

حضرت ابوهريره -رضي الله عنه- و حضرت ابوسعيد الخدري -رضي الله عنه- در حديثي از پيامبر اكرم -صلى الله عليه وسلم- روايت مي كنند كه در همان حالت كساني هستند كه در سايه الهي جاي داده مي شوند:

يعني: هفت گروه هستند كه در روز قيامت زير سايه خداوند جاي دارند روزي كه هيچ سايه اي نيست مگر سايه او:

پيشواي و حاكم عدالت گستر.

جواني كه در عبادت خدا پرورش و بزرگ شده.

شخصي كه دلش وابسته به مسجد باشد.

دونفري كه بخاطر خدا با هم دوستي گرفتند.

شخصي كه زن زيباروئي و داراي مقامي او را به كار زشت دعوت دهد، در جواب بگويد من از خدا مي ترسم.

شخصي كه در پنهاني صدقه داد بطوري كه دست چپ او ندانست كه دست راست چه صدقه داده است.

شخصي كه در پنهاني و تنهائي خدا را ياد كرد و چشمش اشك ريز شد.

4- حساب

بعد از اينكه مدتي طولاني در حالت ترس و وحشت سر بردند، پيامبر اكرم -صلى الله عليه وسلم- براي پايان يافتن اين حالت شفاعت مي كند سپس خداوند براي حساب و دستور مي دهد، در آن وقت هر شخصي آنچه كه در دنيا فرستاده است مي بيند، تمام اعمال كه انجام داده، خواه كوچك باشد و يا بزرگ همه در جلوش مجسم و آشكار مي گردد، و هيچ چيزي از آن اعمال بر خداوند پوشيده نشده و نخواهد شد، و تمام اعمال شخص را بطور دقيق و كامل مي داند، خداوند اين حالت را چنين توصيف نموده است:

مي گويند اي واي بر ما چيست اين نامه را؟ چه حال است اين نامه! كه كوچك و بزرگ را فرو نگذاشته (نمي گذارد) مگر همه آنها را بشمار آورده است، و هر چه كرده اند همه را در پيش خود خواهند ديد و خداوند بر كسي ستم نمي كند.

در آن موقع (حساب) تمام اعمال خويش را خواهيم ديد، و بر تمام آنها محاسبه خواهيم شد، كوتاهي و تقصير خويش را در نماز، زكات، و روزه و ... خواهيم ديد، از مال محاسبه و پرسيده مي شويم كه از كجا بدست آورده ايم و در چه راهي صرف نموده ايم، و از عمر، كه چگونه گذرانيده ايم، و از جواني كه چطور پشت سر گذاشته ايم و از علم و دانش و مدارك تحصيلي مان پرسيده مي شويم، كه آيا آنها را در راه خير و صلاح بكار برده ايم يا اينكه خداي نخواسته دعوت كنندگان بطرف شر و بدي بوده ايم.

بله! بايد بدانيم كه در قبال همه اين ها پرسيده خواهيم شد، پس بيائيم و براي اين سؤالها و پرسشها جوابي پيدا بكنيم. و آن جواب نيز جوابي صحيح باشد، پيامبر اكرم -صلى الله عليه وسلم- در حديثي چنين مي فرمايد: در روز قيامت خداوند با هر كدام از شما، صحبت و گفتگو خواهد نمود در حالي كه ميان خداوند و او مترجمي ندارد، پس انسان به راست خود مي نگرد نمي بيند مگر آن چيزي كه فرستاده و به سمت چپ مي نگرد نمي بيند مگر آن چيزي كه فرستاده به جلو و روبروي خود نگاه مي كند آتش جهنم را مي بيند اي مردم از آتش بترسيد اگر چه با نصف دانه خرمائي درراه خدا دادن باشد يا با كلمه طيبه لا إله إلا الله، و سخنان درست و نيك».

آري، بردار و خواهر! در آن روز چهره مؤمنان درخشنده و نوراني، همچون ماهتاب مي باشد ولي چهره گناهكاران و كفار گرفته و عبوس است همچون پاره اي از شبك تيره و تاريك خداوند چنين مي فرمايد:

در آن روز چهره هائي باز و روشن و خندان است، و چهره هائي گردآلود و گرفته و تيره رنگ است، تاريكي و خاك و سياهي بر آن نشيند، آنها گروه كافران و بدكاران هستند.

5- بهشت

بعد از تمام شدن حساب، پلي بر روي جهنم نصب مي گردد (كه پل صراط نام دارد) سپس مردم از آن پل عبور مي كنند. مؤمنان با سرعت و ايمني و اطمينان كامل عبور كرده و نورايمانشان براي آنها روشنائي مي دهد. ﴿نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ﴾ (التحريم: 8). و رهسپار بهشت مي شوند، در اين هنگام است كه فرشتگان درهاي بهشت را باز كرده و به آنها خوش آمد مي گويند، پس با تشريفات وارد بهشت مي شوند.

 «مؤمنان و متقيان هنگامي كه بيايند براي داخل شدن به بهشت، دروازه باز كرده شده و فرشتگان و نگهبان بهشت به آن مي گويند: سلام بر شما خوش آمديد و خوش باشيد، پس بطور جاودانه و هميشگي در بهشت داخل شويد».

به به! چه بهشتي، بهشتي كه تمام نعمتهايش حقيقي و هميشگي است، در آن، هر چيزيكه آرزو كنند مي بينند و هر نعمتي كه بخواهند برايشان مهيا شود.

هر چند كه ما بخواهيم در اين دنياي بي ارزش نعمتهاي و خوشيهاي بهشت را تصور كنيم، هيچ وقت نمي توانيم به حقيقت آن پي ببريم، بلكه بزرگتر از آن است كه ما بتوانيم تصور كنيم، در اين باره گفتار رسول الله -صلى الله عليه وسلم- كافي مي باشد كه فرمود: «فِيهَا مَا لاَ عَيْنٌ رَأَتْ وَلاَ أُذُنٌ سَمِعَتْ وَلاَ خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ». در بهشت نعمتهاي است كه نه چشمي آنرا مشاهده كرده، و نه گوشي در باره آن شنيده، و نه بر قلب بشري خطور كرده است.

انسان در دنيا از لذات و خوشيها بهره مند است ولي هنگاميكه مرگ را بياد خويش مي آورد، آن خوشيها به تلخي مبدل مي گردد، ليكن در بهشت تلخي و ناراحتي وجود ندارد، چرا كه آنكه منزل جاويدان و ابدي است و مرگ وجود ندارد در حديث آمده است كه: «مرگ را به صورت قوچي در روز قيامت آورده مي شود سپس فرشتگان بهشتيان را صدا مي زنند همه نگاه مي كنند، به آنها گفته مي شود اين را مي شناسيد، همه مي گويند: بله مرگ است، همچنين فرشتگان اهل دوزخ را صدا مي زنند آنها نيز نگاه مي كنند، بعد از آن مرگ را ذبح مي كنند، سپس به بهشتيان گفته مي شود: جاودانگي است و مرگي نيست، پس خيلي خوشحال مي شوند، و به دوزخيان گفته مي شود: جاودانگي است و مرگي نيست، پس غم و اندوه و ناراحتي آنها افزوده مي گردد».

و همچنين انسان در دنيا از راحتي و خوشي زياد خسته و بيزار مي شود، و دوست دارد كه تغيير و تبديل در آن نعمت ايجاد شود، ولي در بهشت خستگي وجود ندارد خداوند در توصيف اهل بهشت مي فرمايد:﴿خَالِدِينَ فِيهَا لا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلاً﴾ (الكهف: 108).

آنها جاويدان در بهشت هستند و دگرگوني نيابند.

پس اي برادر و خواهر مسلمان، براي دست يابي به چنين بهشت جاويداني همت و كوشش كن.

خداوند تبارك و تعالي فرموده است:

بشتابيد و بر يكديگر سبقت بگيريد بسوي آمرزش از پروردگارتان و بهشتي كه وسعت و فراخي آن چون فراخي و وسعت آسمان و زمين است.

6- جهنم

هنگاميكه كه كفار و فجار از محاسبه و بازجوئي تمام گرديده و مي خواهند مانند مؤمنين بر روي پل صراط (كه از بالاي جهنم مي گذرد) عبور كنند، فرشتگان به آنان اجازه نمي دهند ونمي گذارند كه عبور كنند، بلكه آنها را با قلاب و زنجير مي كشانند و به داخل جهنم مي اندازند.

جهنم! ... چه جهنمي ! ... در حديث صحيح روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده اند: «جهنم آورده مي شود، در حالي كه داراي هفتاد هزار افسار مي باشد، با هر افساري هفتاد هزار فرشته مي باشد، كه جهنم را مي كشانند ...».

به درستي كه آن، منزلگاه پستي، رسوائي، و عذاب وشكست است، منزلي است كه فريادها و آه وناله هاي از آن بلند مي شود و در آن شك ها سرازير مي شود كساني كه در آن هستند در بدبختي و بيچارگي هميشگي بسر مي برند، در آن انواع و اقسام عذابها و شكنجه ها مي باشد، آتش سوزان... مارها ... كژدمهاي بزرگ و نوشيدن آبهاي داغ، آن آبي كه با نوشيدن آن تمامي روده ها تكه تكه مي شود، و همچنين نوشيدن كثافتها و چركها و خونها، وزقوم كه اگر قطره اي از آن زقوم در دنيا چكيده شود زندگي اهل دنيا تلخ و ناگوار مي سازد.

به خداوند بزرگ پناه مي بريم از عذاب جهنم به خدا قسم كه در آن انواع و اقسام عذاب و سختيهاي گوناگون پراكنده است كه هيچ وقت جسم كوچك و ضعيف انسان طاقت تحمل كمترين عذابش را ندارد همچنانكه در حديث روايت شده، «كمترين عذاب جهنم براي شخص، آن است كه تكه پاره از آتش (اخگر)در زير قدمش گذارده مي شودكه به وسيلة آن مغزش بجوش مي آيد».

پس همگي بكوشيم و تلاش نمائيم براي نجات يافتن از آن آتش سوزان و دردناك، نجات ممكن نيست مگر با توحيد و كلمه لا اله الا الله محمد رسول الله، دوري جستن از شرك، و گناهان صغيره و كبيره، وانجام دادن عبادات و طاعات الهي.

پيامبر اسلام -صلى الله عليه وسلم- در حديثي كه امام بخاري و امام مسلم روايت كرده اند، مي فرمايد: «اتَّقُوا النَّارَ وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ فَبِكَلِمَةٍ طَيِّبَةٍ». ‌از آتش دوزخ بترسيد، گرچه با صدقه دادن نصف دانه خرما باشد، پس اگر كسي نيابد، با گفتار نيكو و كلمه طيبه از آتش بترسد.

خداوند همه ما را از آتش جهنم نجات دهد وبهشت جاويدان نصيبمان گرداند آمين.

از خداوند بزرگ خواهانيم كه همه مسلمين را در آنچه كه رضايتش مي باشد موفق بگردان و همه مسلمين را از كيد و وسواس شيطان و هواي نفس و دوستان بد حفظ كند آمين